العلامة المجلسي
90
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )
پس حسينى در برابر حضرت مهدى - عليه السلام - مىايستد و مىگويد كه اگر راست مىگويى كه تويى مهدى آل محمّد ، كجاست عصاى جدّت رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و انگشتر او و بُرد و زره او كه فاضل مىناميدند ، و عمّامه اش كه سحاب مىگفتند ، و اسبش كه يربوع نام داشت ، و ناقهاش كه غضبا مىگفتند ، و استرش كه دلدل مىگفتند ، و حمارش كه يعفور مىناميدند و براق ، و كو مصحف امير المؤمنين - عليه السلام - كه بى تغيير و تبديل جمع كرد ؟ پس همه را حضرت مهدى - عليه السلام حاضر گرداند حتى عصاى آدم و نوح ، و تركهء هود و صالح ، و مجموعهء ابراهيم ، و صاع يوسف ، و كيل و ترازوى شعيب ، و عصاى موسى ، و تابوت موسى ، و زره داوود ، و انگشتر سليمان و تاج او ، و اسباب عيسى ، و ميراث جميع پيغمبران . پس حضرت مهدى - عليه السلام - عصاى حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - را بر سنگ صلبى نصب كند ، در ساعت درخت بزرگى شود كه جميع لشكر در زير سايه او باشند . پس حسينى گويد : كه الله اكبر دست خود را دراز كن كه با تو بيعت كنم اى فرزند رسول خدا ، پس حضرت مهدى - عليه السلام - دست دراز كند كه سيد حسينى و جميع لشكرش بيعت نمايند ، به غير از چهل هزار نفر از زيديّه ، كه با لشكر او باشند و مصحفها در گردن حمايل كرده باشند آنها گويند كه اينها سحر بزرگ بود ، پس حضرت مهدى - عليه السلام هر چند ايشان را پند دهد و معجزات نمايد سودى نبخشد تا سه روز ، پس فرمايد كه همه را به قتل رسانند . مفضّل پرسيد كه ديگر چه كار خواهد كرد ؟ فرمود كه لشكرها بر سفيانى خواهد فرستاد ، تا آن كه او را بگيرند ، و در دمشق بر روى صخرهء بيت المقدس ذبح نمايند . پس حضرت امام حسين - عليه السلام - ظاهر شود با دوازده هزار صديق و هفتاد و دو نفر كه با آن حضرت شهيد شدند در كربلا ، و هيچ رجعتى از اين خوشتر نيست . پس بيرون آيد صدّيق اكبر امير المؤمنين على بن ابى طالب - عليه السلام - و براى او قبّهء در نجف اشرف نصب كنند كه يك ركنش در نجف اشرف باشد و يك